محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

43

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

فصل دوم : منازعات معيارهاى مشترك وقتى كه به افكار و اعتقاداتت ايمان داشته باشى و آنها را صددرصد صحيح بدانى ولى شخص ديگرى در برابر شما قرار بگيرد و آن را صددر صد غلط قلمداد كند يا لا اقل در آن شك و ترديد نمايد شما چه مىكنيد ؟ آيا معقول است شما بدون اقامه دليل روى حرفتان پافشارى كنيد ؟ ! اگر وضع از اين قرار باشد تا ما دامى كه شما نتوانيد همديگر را قانع نماييد مشكل شما حل نخواهد شد و اختلاف به قوت خود باقى خواهد ماند ، و اين اختلاف زمانى ريشه‌كن مىشود كه شما به يك نقطه اشتراك برسيد و به يك داورى منصفانه رضايت دهيد ؛ اين داور فقط حكم عقل است كه همه در آن اتحادنظر دارند . به عنوان مثال اگر شما عقيده داشته باشيد كه بيمارى ذات الريه به وسيله حجامت درمان مىشود و شخص ديگرى معتقد باشد كه حجامت براى سلامت جسمى بيمار ضرر جانى دارد . تنها شخصى كه صلاحيت دارد ميان شما داورى كند پزشكى است كه در اين بيمارى تخصص داشته باشد ، و شما بدون مراجعه به چنين مرجعى كه قادر باشد صحيح را از ناصحيح و